جمعه 3 مرداد 1393

ته دلم خالیه.... گری میبینم.... با اینکه از کریستینا خوشم نمیاد ولی وقتی حسودی میکنه بعد از دیدن دوست اون یکی دکتره و وقتی دارن زیر بارون باهم میخندن نگاشون میکنه دقیقا حسشو میفهمم و میفهمم ته دلش خالیه... چقدر با اومدن آدم های جدید این سریال قشنگ تر شده به نظرم... دکتر بیلی داره با رئیس دعوا میکنه... ایزی داره با الکس بحث میکنه... هرکدومو که میبینم انگار حس همه رو درک میکنم.... ته دلم خالی میشه :(( دیوونه شدم امشب

طراحی سایت تاریخ ایران لینکدونی تبادل لینک Used Engines دانلود کتاب اسطوره اساطیر Ancient Civilizations Eski Tarih تاریح القدیم دایرکتوری تبادل لینک مشاهیر چهره های ماندگار دکتر شریعتی لینک های داغ دانلود کتاب رایگان ابهر abhar تاریخ فلسفه اخبار خبر ایران باستان تبلیغات آگهی رایگان آشپزی تبادل لینک مجله پزشکی فارس نویس فروشگاه نیازمندی ها شعر پارسی فارسی آگهی رایگان تبلیغات رایگان download دانلود مصر باستان