X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 3 اسفند 1393

عاشق روزایی ام که باهم صبونه میخوریم :))... 

بین روزهای بودن و نبودنش خیلی فرقه... 5 شنبه خیلی یهویی نرفت سرکار... 


صبونه خوردیم و رفتیم دوروبر خونه قدم بزنیم... هوا کمی ابری بود... راکت ها رو برداشتیم و رفتیم تو زمین ورزش بدمینتون.... کمی باد میومد... بازی میکردیم الکی مثلا باد نمیاد... بعد نم نم آروم بارون... بازم بازی میکردیم الکی مثلا بارون نیست... بد دیگه شلقلقی شد... البته نه مث شلقلقی های خودمون... به سرعت دویدیم به سمت خونه :)))


کلا خیلی روز به یاد موندنی ای شد :)))



.

.

.


جمعه غروب یکی از دوستامون بلیط تئاطر طنز خریده بود برامون، کلی هم تعریفشو کرد، رفتیم اونا زن و شوهری کلی خوششون اومده از تئاطره!! ولی من و خلبان همش داشتیم ساعتو نگاه میکردیم که کی تموم میشه!! من یه چرت زدم وسطش، خلبان کندی کراش بازی میکرد!!

یعنی تئاطر فقط تئاطر دزفولی :))


بعد کلی از تئاطر بله برون یاد کردیم که یه شب مونده به حنابندونمون، با همه فامیل رفتیم دیدیم و تو فاز عروسی بودیم و چقد بهمون خوش گذشت :)))



طراحی سایت تاریخ ایران لینکدونی تبادل لینک Used Engines دانلود کتاب اسطوره اساطیر Ancient Civilizations Eski Tarih تاریح القدیم دایرکتوری تبادل لینک مشاهیر چهره های ماندگار دکتر شریعتی لینک های داغ دانلود کتاب رایگان ابهر abhar تاریخ فلسفه اخبار خبر ایران باستان تبلیغات آگهی رایگان آشپزی تبادل لینک مجله پزشکی فارس نویس فروشگاه نیازمندی ها شعر پارسی فارسی آگهی رایگان تبلیغات رایگان download دانلود مصر باستان