X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 19 اسفند 1393

چند شب پیش رفته بودیم هات چاکلت سعادت آباد، من تو ماشین نشسته بودم تا خلبان شیک بگیره بیاره، شیک با یه وجب خامه خوشمزه روش .... 


خلبان اومد، تو همین حین که داشتیم شیک میخوردیم، یه ماشین شهرداری اومد و چند تا کارگر مشغول خالی کردن سطل هایی بودن که توش پر از لیوان خالی شیک و هات چاکلت و کافه گلاسه بود، دم دره هات چاکلت هم کلی ماشین های مدل خیلی بالا با یه عالمه دختر و پسر مشغول خوردن و خندیدن...


 نمیدونم تو دل کارگر های شهرداری چی میگذشت، ولی  من شیک از گلوم پایین نمیرفت :(( 

طراحی سایت تاریخ ایران لینکدونی تبادل لینک Used Engines دانلود کتاب اسطوره اساطیر Ancient Civilizations Eski Tarih تاریح القدیم دایرکتوری تبادل لینک مشاهیر چهره های ماندگار دکتر شریعتی لینک های داغ دانلود کتاب رایگان ابهر abhar تاریخ فلسفه اخبار خبر ایران باستان تبلیغات آگهی رایگان آشپزی تبادل لینک مجله پزشکی فارس نویس فروشگاه نیازمندی ها شعر پارسی فارسی آگهی رایگان تبلیغات رایگان download دانلود مصر باستان