وارد اتاقشون شدم... و به مهندس گفتم من امروز سایت نمیرم لطفا یه سیستم بهتر به من بدین... گفت میری پاویون خانوم ها؟.... گفتم اگه سیستمش رو به راهه بله.... اینگونه شد که مجوز ورود به پاویون خانوم ها را هم برام صادر کردن....
جالب بود برام...
حریم خصوصی پزشک ها هم دیدنیه هاااااااا
برام جالب بود که تو بیمارستان همچین جاهایی هم هست!...
روز متفاوتی بود... خیلی خیلی متفاوت....
کار کردن تو اتاق انفورماتیک یه بیمارستان میتونه کار ایده آلی باشه هاااا.... امروز... تجربه ی جدیدی بود.... تو اتاق انفورماتیک یکی از بیمارستان های دولتی..... خیلی خوشم اومد....
.
.
.
.
خیلی سرم شلوغه
خیلی
خیلی
خیلی.......
اولین تجربه ام تو یه کنفرانس تخصصی که تو سه روز متوالی برگزار شد...
خیلی خیلی برام شیرین و به یاد موندنی بود....
با آدم های جدید آشنا شدم....
چند روز کنار دوستای خوبم بودم....
و ایده های جدید گرفتم....
و دوستان قدیمیمو دیدم.... و....
خیلی خوب بود:)
جزئیاتش خیلی زیادن.... اگه فرصت شه مینویسم ازش