مشاهده شبکه های دنیا مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391

گاهی وقت ها تنها چیزی که حال آدمو خوب میکنه خرید کردنه....  

و کادو گرفتن....  

حتی یه جاکلیدی کوچولو.....  

یه تی شرت....  

یه عروسک....  

یه رژ لب....  

یه دفتر.....  

یه بیسکوییت لوآکر(بدون روکش شکلاتی)....   

یه کتونی ورزشی....  

یه ام پی تری پلیر....  

یه فلش....  

 

... 

... 

.... 

 

شنبه 9 اردیبهشت 1391

جدیدا متوجه شدم... یه چند تایی از این دوروبری هام امید به زندگیشون صفره!.... یعنی خود صفر!!.... بعد نشستم با خودم کلی فکر کردم!..... دیدم من از این زندگی دل خوشی ندارم.... ولی.. امید به زندگیم صفر نیست!.... خب این یه چیز مثبتیه!... و از این بابت خرسندم!.... 

 

 

یه چیز دیگه که خوشحالم کرد این بود که.... چند شب پیش آخر شب... دختر عمه داشت منو میرسوند خونه... تو راه صحبت میکردیم..... داشت یه جورایی نصیحتم میکرد در مورد ازدواج و این چیزا.... یه چیزی در مورد خودم بهم گفت.... که خیلی خوشحال شدم از اینکه دیگران هم اینو میدونن و این ویژگی منو میبینن!.... حالا نمیگم چی بود... محض شکست نفسی و این حرفا!!!! 

 

 

امروز یکی از بچه ها خونمون بود.... هزار بار گفت بریم تو سایت ببینیم نمره های فازی را ثبت کردن یا نه.... یعنی هر بار که اینو میگفت ته دل من خالی میشد.... و دوباره یادآوریم میکرد نمره مو و من دچار  افسردگی میشدم...:(.... هی بهش میگفتم بمیری خو اسم نمره ها را جلوی من نیار.... یارو باز میگفت...(آیکونی که داره موی خودشو میکنه و حرص میخوره) اسم نمره ی فازی که میاد.... دلم میخواد بمیرم.... امید به زندگیم صفر میشه.... و تمام بدبختی های عالم یادم میاد:(.... ولی خب گذشت.... 

 

 

چند شب پیش.... برنج و قرمه سبزی داشتیم با هم قاطیشون کردیم و با 1قابلمه و 4 تا قاشق از خونه زدیم بیرون به نیت اینکه بریم پارک کنار خونه بخوریمش و برگردیم!..... ولی از پله ها که پایین اومدیم.... به سرمون زد که با این قابلمه که تو یه پارچه پیچیده بودیمش.... بریم تو رستوران روبروی خونه و بزاریمش رو میز و بریم 4 تا دلستر سفارش بدیم و همونجا قرمه سبزیمونو بخوریم:دی.... و هر هر هر بخندیم:دی... خب این کارو نکردیم و رفتیم تو همون پارک غذامونو خوردیم... ولی خب فکرشم برامون شیرین و خنده دار بود:دی 

 

 

امروز از دکتر فا..طم.یزاده یه درخواستی کردم......... اگه قبول کنه امید به زندگیم چند برابر زیاد میشه:دی.... منتظر خبرشم:دی

دوشنبه 4 اردیبهشت 1391

دیشب تو خونه کلی سوژه داشتیم..... خیلی خندیدیم..... امروز نمره های فازی را میزنن..... احساس میکنم بین خنده های دیشب و نمره های فازی که امروز اعلام میشه یه ارتباطی وجود داره!...... ته دلم خالیه!..... 

 

 

بعدا نوشت. ۱۲.۵ شدم .

 

همه چی به خنده های دیشب برنمیگشت...  

یه چیزایی هم به روز قبل و شب امتحان برمیگرده....

یکشنبه 3 اردیبهشت 1391

با بچه ها تو سالن مطالعه ایم.... من نشستم.... دارم یه سی دی واسه سارا اینا رایت میکنم.... زهرا و فاطی هم ایستادن و صحبت میکنن.... فاطی میگه الان پیش نسرین.ش بودم کلی کمکم کرد و چیزای جدید بهم یاد داد و ایرادای برناممو گرفت و ...... زهرا صاف تو روم نگام میکنه و میگه.... د بیا.... کاش بجای الی نسرین.ش هم خونمون بود!!!.... اونوقت مشکل پروژه ها حل بود!!..... چند ثانیه بهش خیره میشم و بهش میگم یعنی صاف قهوه ای کردی منو!.... بعد میگه نه!.... خوب حالا الی هم خوبه اگه الی نبود کی برامون غذای خوشمزه درست میکرد!!! 

 

من: :/ 

 

زهرا: :) 

 

بچه ها: :))))))

شنبه 2 اردیبهشت 1391
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>
طراحی سایت تاریخ ایران لینکدونی تبادل لینک Used Engines دانلود کتاب اسطوره اساطیر Ancient Civilizations Eski Tarih تاریح القدیم دایرکتوری تبادل لینک مشاهیر چهره های ماندگار دکتر شریعتی لینک های داغ دانلود کتاب رایگان ابهر abhar تاریخ فلسفه اخبار خبر ایران باستان تبلیغات آگهی رایگان آشپزی تبادل لینک مجله پزشکی فارس نویس فروشگاه نیازمندی ها شعر پارسی فارسی آگهی رایگان تبلیغات رایگان download دانلود مصر باستان